نعمت الهی
سلام ..........................گلم امروز 10/10/90 با خاله مهدیه رفته بودیم خرید توراه حال مامانی بد شد انگار فشارم افتاده بود وچون می دونستم شاید باردار باشم با خاله مهدیه رفتیم آزمایش گاه و مامانی آز دادم و نیم ساعت طول کشید تا جواب بگیریم خلاصه بگم که جواب آزمایش مثبت بود کلی با خاله مهدیه خوشحال شدیم
من که از خوشحالی پر در آورده بودم و بعد با خاله مهدیه رفتم خونشون بابایی برا گرفتن وام رفته بود اصفهان تورا که می رفتیم مادر بزرگت زنگ زد باور نمی کرد گفت خودش میخواد به بابایی بگه که داره بابا میشه همه اومده بدن خانه خاله مهدیه خاله اکرم و بچه هاش مادر بزرگ پدر بزرگ خلاصه همه خیلی خوشحال بود
اینم خاطره اولین روزی که اومدی تو دل مامانی


نعمت الهی
